ابراهيم عاملي ( موثق )

187

تفسير عاملي ( فارسي )

كردن مرده محتاج بانتظار انتقال از موارد و وسائل نر و ماده نبوده است . و چون روح حيوانى كه وسيله ى جنبش و حركت هر حيوان است بايستى از ماده هاى مختلف و دسته ى نر و ماده تصفيه و تجزيه شود تا موجود داراى روح شود تا همچنين روح معنوى كه وسيله ى حيات هميشگى است بايستى از هوى و هوس و گرفتارىهاى مادى پاك شود و منتقل به راه صلح و صفا و حقيقت جوئى شود تا يك فرد داراى سعادت و حيات حقيقى بشود ، و البتّه اگر كسى توانست با پيروى از دستورهاى دين روح خود را خالص و صاف نمايد مسيح زمان خود خواهد شد و خداوند به وسيله ى او دلهاى مرده را زنده مىكند و گوش و چشم كور و كر را شنوا و بينا مىكند و و چنين شخص همانند پيغمبرى خواهد بود در ميان ملَّت خودش . و مثنوى گفته است . عيسى اندر مهد دارد صد نفير كه جوان ناگشته ما شيخيم و پير پير پير عقل بايد اى پسر نى سفيدى موى اندر ريش و سر « وَلا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا » 171 مجمع : زجّاج گفته است : در اين جمله روى سخن با مسيحيها است ، يعنى مگوئيد : ما سه خدا داريم ، و بعضى گفته‌اند : اين درست نيست ، زيرا آنها معتقد بسه خدا نبوده‌اند ليكن معتقد بوده‌اند كه خداى واحد داراى سه اصل و ريشه است : پدر و پسر و روح القدس ، پس معنى جمله اين است : مگوئيد : خدا در سه اصل است . و مسيحيها مىگويند ما معتقد هستيم بيك حقيقت و جوهر داراى سه ريشه ، همانطور كه شما مىگوئيد يك چراغ يعنى روغن و فتيله و شعله ، و خورشيد يعنى ماده و روشنائى و شعاع . فخر : يعنى معتقد نباشيد كه خدا يك جوهر است در سه اصل و سه شخص و در حقيقت مذهب مسيحيها بكلَّى مجهول و غير قابل فهم است ، و آنچه ميتوان از آن خلاصه كرد اين است كه آنها معتقد هستند بيك ذات در سه صفت ، ولى آنچه آنها صفت مينامند در حقيقت معتقد به شخص و ذات مستقل هستند ، زيرا روا مى - دارند كه آن خاصيّت يا صفت ، خود در شخص عيسى حلول كند و باز در شخص